تبليغاتX
زنال Xenal

زنال Xenal

طبابت ، جوک ، طنز ، گل و گیاه ، کتابخانه ، دانلود و...

آدرس جدید

این وبلاگ عملاً جابجا شده آدرس جدید ما:

Xenal.mihanblog.com


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:21  توسط Xenal 

بیو گرافی مردا - دانستنیهای عجیب - قطع برق -

 بيوگرافي مردا: مرداي اروپايي 1 زن دارن 1 دوست دختر ز نشونو بيشتر دوست دارن مرداي آمريکايي 1 زن دارن 1 دوست دختر دوست دخترشونو بيشتر دوست دارن مرداي ايراني 1 زن دارن 40 دوست دختر مامان دوست دخترشونو بيشتر دوست دارن
آيا ميدانستيد كه خطوط هوايي آمريكا با كم كردن فقط يك زيتون از سالاد هر مسافر در سال 1987 توانست 40000$ صرفه‌جويي كند آيا ميدانستيد كه ملت آمريكا بطور ميانگين روزانه 73000 متر مربع پيتزا مي‌خورند آيا ميدانستيد كه چشم‌هاي شترمرغ از مغزش بزرگتر است آيا ميدانستيد كه بچه‌ها بدون كشكك زانو متولد ميشوند كشكك‌ها در سن 2 تا 6 سالگي ظاهر مي‌شون آيا ميدانستيد كه كوبيدن سر به ديوار 150 كالري در ساعت مصرف مي‌كند

age to emrica 1 sa@t bargh bere japon az nazare teknolozhi be emrica mirese,,,age too iran 1 sa@t bargh bere iran az nazare jamEyat be chin mirese :-/:-?:-??:D:-"


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 12:5  توسط Xenal  | 

شباهت مردا با ایرانسل

1- خیلی ارزونند.
2-زیاد اعتبار ندارند.
3- دل خوش کنکند.
4-کلاستو غوغا میارن پایین.

5657***0936
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 15:36  توسط Xenal  | 

ويژگيهاي پسران با کلاس

 1. برداشتن ابرو به مقدار کافي 2. کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار 3. بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري امريکا 4. نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست 5 . بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني 6. گوش دادن موسيقي بدون کلام 7. نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا 8 . اظهار عدم تمايل به ازدواج 9. تظاهر به عصبي بودن

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 15:20  توسط Xenal  | 

نصیحت از یک داغ دیده

 

هرگز به رنک آبی و قرمز شیر توالت اعتماد نکن

شماره مخفی!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 19:26  توسط Xenal  | 

عکس

کنکور گذشته


ازدواج موقت

فعلا باید برم بعداً ادامش رو مینویسم
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 15:47  توسط Xenal  | 

مشکل گوش

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد.
بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگيشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت. دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش ساده اى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ?ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.؟
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ جوابى نشنيد. بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم پاسخى نيامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟ باز هم جوابى نشنيد . باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد . سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟
زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار ميگم: خوراک مرغ !!!

نتيجه اخلاقى:
مشکل ممکن است آنطور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد و شايد در خود ما باشد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 17:20  توسط Xenal  | 

پند

میزارمش تو ادامه مطلب چند نکته درمورد ازدواج.

پیامک ما 09364993991
آیدی ما Xfaahx@yahoo.com
پست برقی ماxfaahx@gmail.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 17:17  توسط Xenal  | 

سوال و جواب

سوال و جواب با یک نفر قابل انتخاب برای هر انسان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 16:46  توسط Xenal  | 

تفسیر یاقی (یه توپ دارم قلقلیه)

یه توپ دارم قلقلیه :
از آنجا که همه‌ی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپ‌های مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط می‌خواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت می‌توان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر می‌خواسته در لفافه و با استفاده از آرایه‌های ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.

سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان‌ دهنده‌ی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا می‌داند!

می‌زنم زمین هوا می‌ره/ نمی‌دونی تا کجا می‌ره:
این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبه‌ی زمین را نقض می‌کند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.

من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و ... باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشق‌هایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیست‌ها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.

بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایه‌ی مبالغه استفاده کرده است.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 15:21  توسط Xenal  | 

حافظ سال 1387

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس  دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبو س

 گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم                 گفتم کجا روی تو ؟ گفت ولله خود ندانم 

گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی             گفتم چگونه ای؟ گفت در بند بی خیالی

گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری گفتا که می سرایم شعر سپید باری

گفتم زدولت عشق گفتا که کودتا شد              گفتم رقیب گفتا که کله پا شد

گفتم کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی             گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

گفتم بگو زخالش آن خال آتش افروز  گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز

گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده

گفتم چراچگونه؟ عاقل شدست مجنون         گفتا شدید گشته معتاد به گرد و افیون

گفتم کجاست جمشید؛ جام جهان نمایش گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش

گفتم بگو زساقی حالا شده چه کاره             گفتا شدست منشی در دفتر اداره

گفتم زساربان گو با کاروان غم ها             گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی             گفتا پژو، دوو، بنزیا گلف نوک مدادی

گفتم که قاصدت کوآن باد صبح شرقی         گفتا که جای خود را داده به فاکس برقی 

گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره                 گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره

گفتم سلام ما را باد صبا کجا برد  گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟ 

گفتم بگو زمشک آهوی دشت زنگی             گفتا که ادکلن شد در شیشه های رنگی

گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی گفت آنچه بود از دم گشته چلو کبابی

گفتم بیا دو تایی لب تر کنیم پنهان                 گفتا نمی هراسی از چوب پاسبانان

گفتم شراب نابی تو دست وپا نداری             گفتا به جاش دارم وافور با نگاری

گفتم بلند بوده موی تو آن زمان ها گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها

گفتم شما و زندان؟ حافظ مارو گرفتی             گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی
+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 19:0  توسط Xenal  |