طبابت ، جوک ، طنز ، گل و گیاه ، کتابخانه ، دانلود و...
1. برداشتن ابرو به مقدار کافي 2. کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار
3. بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري امريکا 4. نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست 5 .
بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني 6. گوش دادن موسيقي بدون کلام 7. نوشيدن
نوشابه هاي انرژي زا 8 . اظهار عدم تمايل به ازدواج 9. تظاهر به عصبي بودن
هرگز به رنک آبی و قرمز شیر توالت اعتماد نکن
شماره
مخفی!


نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس دیدم به خواب حافظ توی صف اتوبو س
گفتم سلام حافظ گفتا علیک جانم گفتم کجا روی تو ؟ گفت ولله خود ندانم
گفتم بگیر فالی گفتا نمانده حالی گفتم چگونه ای؟ گفت در بند بی خیالی
گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری گفتا که می سرایم شعر سپید باری
گفتم زدولت عشق گفتا که کودتا شد گفتم رقیب گفتا که کله پا شد
گفتم کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی
گفتم بگو زخالش آن خال آتش افروز گفتا عمل نموده دیروز یا پریروز
گفتم بگو زمویش گفتا که مش نموده گفتم بگو زیارش گفتا ولش نموده
گفتم چراچگونه؟ عاقل شدست مجنون گفتا شدید گشته معتاد به گرد و افیون
گفتم کجاست جمشید؛ جام جهان نمایش گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش
گفتم بگو زساقی حالا شده چه کاره گفتا شدست منشی در دفتر اداره
گفتم زساربان گو با کاروان غم ها گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا
گفتم بگو زمحمل یا از کجاوه یادی گفتا پژو، دوو، بنزیا گلف نوک مدادی
گفتم که قاصدت کوآن باد صبح شرقی گفتا که جای خود را داده به فاکس برقی
گفتم بیا زهدهد جوییم راه چاره گفتا به جای هدهد دیش است و ماهواره
گفتم سلام ما را باد صبا کجا برد گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟
گفتم بگو زمشک آهوی دشت زنگی گفتا که ادکلن شد در شیشه های رنگی
گفتم سراغ داری میخانه ای حسابی گفت آنچه بود از دم گشته چلو کبابی
گفتم بیا دو تایی لب تر کنیم پنهان گفتا نمی هراسی از چوب پاسبانان
گفتم شراب نابی تو دست وپا نداری گفتا به جاش دارم وافور با نگاری
گفتم بلند بوده موی تو آن زمان ها گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها