تبليغاتX
زنال Xenal

زنال Xenal

طبابت ، جوک ، طنز ، گل و گیاه ، کتابخانه ، دانلود و...

آدرس جدید

این وبلاگ عملاً جابجا شده آدرس جدید ما:

Xenal.mihanblog.com


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 17:21  توسط Xenal 

دهم مهر جشن مهرگان خجسته باد

دهم مهر جشن مهرگان خجسته باد
با مهرگان چو نيك فتاد اتفاق عيد خونريز و برگ‌ريز پديد آمد از ميان
(سوزني سمرقندی)
شاخ او بي‌مهرگان عريان ز برگ نيست اندرجان او جز بيم مرگ
(اقبال لاهوری)
با سپاس از http://www.nem.blogfa.com
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 23:27  توسط Xenal  | 

بنویسید

بودنم را هیچ کی باور نداشت                 هیچ کس کاری به کار من نداشت
بنویسید بعد از مرگم روی سنگ              با خطوطی نرم و زیبا و قشنگ
او که خوابیده است در این گور سرد         بودنش راهیچ کس باور نکرد


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 23:32  توسط Xenal  | 

معانی زندگی از نگاه ...

زندگی یهنی تکاپو
زندگی یعنی هیاهو
زندگی یعنی شب نو روز نو اندیشه ای نو

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 0:11  توسط Xenal  | 

توجه

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد            طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 17:8  توسط Xenal  | 

میرسد روزی

میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی        میرسد روزی که روزها را بی من سر کنی
میرسد روزی که بی من در کنار قبر من         شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 17:3  توسط Xenal  | 

گریه هایم بی صداست

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:31  توسط Xenal  | 

لرم لر بیدنم سیم افتخاره!

لرم لربیدنم سیم افتخاره  محاله دس وکشوردارم محاله

خندیدم اما جز اشک چیزی به مزاج قلمم خوش نیامد . سرانجام نیز جز به اندوه و اشک به نقطه ای نرسیدم ، با خودم مرور می کنم آنجا که غول تکنولوژی جهان ، ژاپن ، پیشرفت برپایه ی بازگشت به هویت و سنن سامورایی را اصلی غیرقابل عدول می داند و بجای ساخت و نمایش فیلمهای اکشن و غیر واقع گرایانه ، اصالت سامورایی بودن را به جهان به عنوان الگویی موفق از بودن و زیستن معرفی نموده و مدام القاء می کند که در حرکتیم ، چون پا در جا پای گذشته ی خویش گذارده ایم ، عده ای در جهان سوم با تصوری بالذات اشتباه ، سیرت را ز صورت بازنمی شناسند .

دهکده ی جهانی به معنای یکسانی و یکنواختی تمامی دهکده نشینان نیست ، صرفاً تعبیری است از آن جهت که بلندگو و بوق و کرنا جای خویش را به ارتباطاتی سپرده است که منی که در نورآباد ممسنی می زیم و آنکه در نشنال جغرافیک

)Nationalg eographic) هر سال نقشه های به اصطلاح جدیدتر و کاملتری با ابداعاتی همچون خلیج عربی منتشر می کند و مرز ایران را به واسطه ی شیطنت خویش زیر زره بین غیرت و وحدت می کشاند و آنگاه پی می برد که ایران گستره ای است با وسعت جهان و ناچار زره بین به روی آمریکا خواهد افتاد ، پا عقب می گذارد و رسماً از آرشیان کمانگیر این خاک عذر می خواهد .

حتماً او مرا نیز خواهد شناخت چرا که جغرافیای لر را شناخته و محدوده ی زندگی گویش های لکی و فیلی و لربختیاری و ... را تا آنجا که توانسته به تصویر کشیده است . حالا ما دو تا همدیگر را ندیده ایم ولی خوب خوانده ایم . خوب در نقاشی ذهنمان دیده ایم . اما آنچه مرا به شگفت واداشته آشنایی او با من است و نه من با او . چه خوب دانسته کجا زندگی می کنم و از چه می گویم و با ایلم زنده ام و همسفر بهارم . و شگفت آورتر آنکه می داند چگونه حرف می زنم او برای همه گفته است که جغرافیای من ، لرزبان بوده است . او خوب فهمید که فرهنگ شفاهی لر ، با کلام لری زنده است و شناسنامه ایل به خط لری حکاکی شده .

یادم آمد جایی گفته بودم فراموشی پیش آهنگ خاموشی است . اما من خوب به یاد دارم و همه ی جوانان ایلم نیز که چه متیل ها و حکایت ها و تک بیت ها چشیدیم از سلحشوری قوم و سخنوران لری که چند صدسال پیش می زیسته اند و حکایت آنها را خوب به یاد دارند . می توانند سرداری همچو آریو برزن را در زمین گیر کردن مغولان انکار کنند ؟ می توانند شعرهای میرنوروز را نشنیده باشند ؟ رسالت را صداقت باید و کلام را معرفت .

اندوه امانم نداد و صبرم نداد بی خوابی . باورم نمی شد تلخی زمستان چنین زود گریبانم را بگیرد و گلویم را بفشارد ولی شد . من نیز تأسف خویش را از انتشار مطلبی موهن خلاف واقع در یکی از خبرگزاریهای رسمی کشورم اعلام داشته و مدام به خود القا می کنم که نویسنده آن مطلب بدون غرض چنین اشتباه فاحشی را ثبت نموده است .

از مدیران محترم خبرگزاری ایرنا خواهشمندم که مطلب مزبور را اصلاح نمایند و از ایل بزرگ لر عذرخواهی نمایند ، چرا که شهامت و صداقت از اصول بدیهی پیشرفت رسانه است ، تا چه بسا اعتبار خویش را نزد این قوم بازیابد . لازم به یادآوری است که تذکر این نکته نه تنها مختص این مورد خاص بلکه هر نوع اهانت و خدایی ناکرده سوء نیت نسبت به هر قومی با هر فرهنگی ، کاری ضد فرهنگی است و صرفاً از ارزش کار پرارزش و رسالت خطیر آگاهی بخشی رسانه می کاهد . چرا که در آن حال ننویسندگی را والاتر از نویسندگی می دانیم . چنین اقدامی سابقآً در مورد پوشش مردم کرد نیز صورت گرفته بود و حال آنکه پرواضح است که حتی نمایندگان کردستان در مجلس شورای اسلامی نیز با لباس کردی حضور می یابند .

اینکه زبان لری یا به گفتار شمار گویش لری تا 10 سال آینده محکوم به زوال است بنظر خود نویسنده و مدیران بخش فرهنگی خبرگزاری مسخره آمیز نیست اینکه زبان لر در طی چندین سال گذشته شکل گرفته و چندین سال آینده نیز از بین می رود طی کدام پژوهش مردم شناسانه ی زبانشناسی ارجمند و مطلع (!؟!)این مطلب کشف شده که ما نیز خود ناآگاهیم .

چگونه و با چه جسارتی می تواند مرد کهگیلویه و بویراحمد و ممسنی و کامفیروز و بخشهایی از استان بوشهر و ... را لر زبان نداند . در حالی که این مناطق از بارزترین مناطق لرنشین ایران بوده و حتی همه ی پژوهشگران غربی حاضر در آنجا نیز گفتار و بیان این مردم را لری می دانسته اند و می دانند .

در این خصوص چند مورد را اول تذکر و سپس پیشنهاد می نمایم .

1- آگاهی بخشیدن و تلاش برای شناختن فرهنگ بومی هر قوم و ثبت و ضبط آن .

2- فراهم آوردن طوماری اینترنتی در اعتراض به درج اینگونه مطالب موهن را استفاده از نظرات آگاهان به هویت و فرهنگ همه ی اقوام و طوایف .

3- فرستادن پیام اعتراض به سایت خبرگزاری ایرنا جهت اصلاح این مطلب و درج مقالات پژوهشگران لر در این زمینه .

4- نصب لوگوی مشکی در بالا یا حاشیه ی سایت و وبلاگ اهی لری در اعتراض به این مطلب در صورت عدم اصلاح آن .

5- برداشتن لینک این خبرگزاری از سایت یا وبلاگها و عدم درج مطالبی از آن خبرگزاری به هر نحو .

6- مهمترین اقدام که حق مسلم هر قومی است و آن داشتن یک خبرگزاری مستقل و دارای هویت لری .

در پایان شکواییه ی خود به قوم لر را دوباره نمی سرایم اما بر حضور و هم اندیشی و ثبت و ضبط و پاسداشت این فرهنگ تأکید دارم .

 

از آن این داستان گفتم که امروز بدانی قدر و برهیچش بنازی

کپی شده از آقای چوبینه

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13:7  توسط Xenal  | 

بماند!

هميشه به ياد داشته باش

 تا به فرامشي بسپاري

آنچه را که اندوهگينت مي سازد

اما هرگز فراموش مکن

به ياد داشته باشي آنچه را که شادمانت مي سازد.

 

 

 

 براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

 براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

 براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .

 براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

 

ما که همسایه ی اشکیم

ولی با دل تنگ

گر لبی خنده زند

یاد شما می افتیم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 13:5  توسط Xenal  | 

فریدون مشیری

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بودم در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم پر گشودیم و درآن خلوت دلخواسته گشتیم ساعتی بر لب آن جوی نشستیم تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت آسمان صاف و شب آرام بخت خندان و زمان رام خوشه ماه فرو ریخته در آب شاخه ها دست بر آورده به مهتاب شب و صحرا و گل و سنگ همه دل داده به آواز شباهنگ یادم اید تو به من گفتی از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب ایینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم روز اول که دل من به تمنای تو پر زد چون کبوتر لب بام تو نشستم تو به من سنگ زدی من نه رمیدم نه گسستم بازگفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم حذر از عشق ندانم سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم اشکی از شاخه فرو ریخت مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت اشک در چشم تو لرزید ماه بر عشق تو خندید یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم پای دردامن اندوه کشیدم نگسستم نرمیدم رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 21:31  توسط Xenal  | 

یک شعر از شاعر معاصر نورآبادی سعید چوبینه

اینم شعری از یکی از شعرای عزیز شهرنورآباد آقای سعید چوبینه

گلنام

مث سایه ی دم افتو تو خیالت بامه
Mese sayey dame afto to khyalt bame
همچو سایه ام زیر آفتاب خیال تو هر لحظه با من است

من سایه د نیام ایسو که گل هیبامه
Mene saya da neyam iso ke gol hibame
به سایه پناه نخواهم برد چرا که معشوق کنار من ایستاده است

تش توسون خدا تش بزنه دنیا نه
Tashe tosun khoda tash bezane donya na
اگر آفتاب سوزان تابستان دنیا را به آتش بکشد

مو هم اوچو که بیا سایت ودینم جامه
Mo ham ucho ke beya sayat vadinom jame
من هر کجا که سایه ی معشوق همراه من باشد خواهم بود

بسکه ای کره شکالم من مال ایگرده
Baske I kare shekalom mene mal igarde
از بس معشوق همانند بچه آهوی من در آبادی خودنمایی می کند

ایطرف اوطرف آبادی همش پر دامه
I taraf u taraf abaee hamash per dame
در اطراف و هر گوشه ی آبادی حسودان دامی برای معشوق من ساخته اند

ایخن انگا که بلوهن گل نو کفتمه هی
Ikhon enga ke beluhen gole no koftama hy
انگار که می خواهند گل نو شکفته ی مرا پزمرده کنند های

مو تفنگ چین گلم خین همتون زر پامه
Mo tofang chine golom khin hamatun zer pame
من نگهبان معشوقم هستم و خون تمام بد خواهانش را خواهم ریخت

  اگر هفتاد و دو ملت جری وابو وابو
Aga hafta vo do mellat jari vaboo vabo
اگر هفتاد و دو ملت جهان با هم درگیر شوند خیالی نیست

مردم آخو تا نمیرم پی گل ویسامه
Mardom akho ta namirom peye gol veysame
مردم آخر تا جان را در راه معشوقم نسپارم آرام نخواهم گرفت

دونی ار مردم وری قبرم چه باید ورکنن
Duni ar mordom vari ghabrom che bayad var kanen
میدانی اگر جان دادم روی قبرم چه باید بنویسند

نومشه نونم ولی دونم که گل گلنامه
Numesha no nom vali dunom ke gol golname
نامش را نمی دانم ولی همین قدر می دانم که معشوقم نام نیکی چون گل دارد

گفتنه نحس گلم پی قدمش ناشاده
Goftene nahse golom pey gha amesh na shaye 
ید خواهان گفته اند که معشوفم نحس و بد یوم است وفدمش نا مبارک هست

یو متیل پیر زنی بیده که خوش ناکامه
Yo matil pira zani bide ke khosh nakame

این سخنان پیر زنی حسودی بوده که خودش در زندگی اش ناکام مانده

مو ندارم تور و تیشه ی مجنونه ولی
Mo nadarom tavar va tisheye majnuna vali
من همچون مجنون تبر و تیشه ای ندارم ولی

پوسپری هه که بیای وی پس د دم دیواره
Pusperi he ke beyey vey pas da dam divare
تفنگ سرپری دارم که اگر مال من شوی برای همیشه به دیوار آویزانش می کنم

من فکرت د نه خو مونده نه او ایتر
سم
Mene fekret da na kho monde na ov itarsom
از زیادی در فکر تو بودن آب و خوابی برای من نمانده است می ترسم

نکنه بیا و خوم بگو خیا لت خامه
Nakone bia va khum bego kheyalet khame
نیاید آنوقت که به خواب من بیایی و بگویی خیالات تو خام و بیهوده است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 10:30  توسط Xenal  | 

کاشتن تو - ارزش یک ساعت - آخرین فرصت - آرزو و حسرت - پرسش

اگه تو رو تو بيابون بکارن کاکتوس در مياي! اگه تو رويا بکارن کابوس در مياي! تو کوير بکارن خيارشور درمياي! تو دل من اگه بکارن... عمرا دربياي

ارزش 1 ساعت را از عاشقاني بپرس كه در انتظار يارند

 زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست شايد آن خنده که امروز دريغش کردي آخرين فرصت همراهي ماست

دختران روستا به شهر فکر مي کنند و دختران شهر در آرزوي روستا مي ميرند. مردان کوچک به آسايش مردان بزرگ مي انديشند و مردان بزرگ در حسرت آرامش مردان کوچک مي ميرند .
پروردگارا کدامين پل در کجاي جهان شکسته است که هيچکس به خانه اش نمي رسد؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 12:10  توسط Xenal  | 

غربت - فاصله - زندگی- اسم - گذشت

مرا غربت خیس چشمانت به ابری ترین فصل ها برده است ، مگر حرف سنگین به تو گفته ام که به خاطر شیشه بر خورده است...

از نفرت تا علاقه یک محبت ، از دشمنی تا دوستی یک لبخند ، از جدایی تا پیوند یک قدم و از دوری تا صمیمیت یک پیامک
زندگی چون کوزه ای زرین است                    آب این کوزه گهی تلخ و گهی شیرین است
خواستم اسمتو بذارم گل گفتم زود پژمرده میشی ، خواستم بذارم خورشید گفتم زود غروب می کنی ، اسمتو میزارمم جونم که هروقت نباشی منم نباشم.
همه میگن برای رسیدن به عشق باید از همه دنیا بگذری ،وقتی تو همه دنیای منی چطور از تو بگذرم.
شما هم کمک کنید 09364993991
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 17:36  توسط Xenal  | 

قلیون

به اندازه قليون دوستت دارم اگه گفتي چرا ؟ ق = براي قشنگيت -- ل = براي لبخندت -- ي = براي يکي بودنت -- و = براي وفايت -- ن = براي نگاهت
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 15:17  توسط Xenal  | 

نیمه زندگی - دوستان واقعی

 ------------------- زندگي دو نيمه است نيمه اول در انتظار نيمه دوم نيمه دوم در حسرت نيمه اول -------------------- 
توصيه مهم براي جوانان : دوستان واقعي ِ شما بعد از اتمام طرح هاي رنگارنگ ايرانسل چهره واقعي خود را نشان مي دهند !
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 13:28  توسط Xenal  | 

اسپندگان آیین پارسیان


علت نوشتن این مطلب اونهم در دقیقاً اونورش( حدود 6 ماه قبلش) اینه که امسال روز ولنتاین شما بجای ولنتاین بگین اسپندگان چون این آیین مال ما بوده نه مال خارجی ها و نه به دوستتون بلکه به عشقتون هدیه بدین


اسپندگان

جشن اسپندگان یا اسفندگان یا سپندارمذگان یکی از جشن‌های ایرانی است که در اسفند روز از اسفند ماه یا پنجم اسفند برگزار می شده است. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است که ایرانیان باستان این روز را روز بزرگداشت زمین و بانوان می‌دانستند.

تاریخچه

در گاهشماری های مختلف ایرانی، علاوه بر این که ماه‌ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول هر ماه «روز اورمزد»، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه، «سپندارمذ» بوده‌است. سپندار مذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را به‌عنوان نماد عشق می‌پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌شده‌است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌شد، جشنی ترتیب می‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه، «مهر» نام داشت و که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌گرفت و می‌بینیم که چگونه هر جشنی با معنی و مفهوم عمیق خود برای مردم شادی می‌آفرید. روز آبان در ماه آبان جشن «آبانگان» است یعنی جشن ستایش آب و روز آذر در ماه آذر جشن «آذرگان» است یعنی جشن ستایش آتش و همین طور روز پنجم ماه دوازدهم (اسفند)، «سپندارمذ» یا «اسفندار مذ» نام داشت که جشنی با همین عنوان می‌گرفتند. «سپندارمذگان» جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌کردند. روز «سپندارمزد» جشن زمین و گرامیداشت مقام زن است. روز پنجم اسفند در همه گاهشماری های ایرانی به عنوان روز جشن اسپندار مذگان شناخته می‌شود.

آیین‌ها

در این روز مردان به همسران خودهدیه می‌دادند. مردان و پسران، زنان و دختران خانواده را بر تخت شاهی می‌نشاندند و از آنها اطاعت می‌کردند و به آنان هدیه می‌دادند.این یک یادآوری برای برادران و مردان بود تا خواهران و همسران خود را گرامی بدارند و چون یاد این جشن تا مدت‌ها ادامه داشت و بسیار باشکوه برگزار می‌شد همواره این آزرم و احترام به زن برای مردان گوشزد می‌گردید.

( منبع : سایت ویکی پدیا)

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 16:31  توسط Xenal  | 

لوتی ترین جمله سال گذشته

لوتی ترین جمله سال گذشته

چروک لباتیم بخند تا فنا شیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 13:7  توسط Xenal  | 

بی دوست

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشم
مستم اگر صاحب میخانه نباشم
ای دوست گر جان طلبی من به تو بخشم
از جان چه عزیز تر بگو آن به تو بخشم

5656***0936
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 21:25  توسط Xenal  | 

یه شله گلگ بلی!

یه شله گلگ بلی
یه بغل هیمه خشک کلخنگ
یه نفس بوی ملوس بنیو
ده هزار نغمه پاک دی بلال
همه تقدیم تو باد


یک خر بار نان بلوط
یه بغل هیزم خشک کلخنگ (کلخنگ نمیدونم چیه)
یه نفس بوی خوش بنیو (معادل فارسیش رو نمیدونم یه گیاه)
ده هزار سرود محلی
همه تقدیم تو باد

موری
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 15:42  توسط Xenal  | 

Love is your face

اگه  گفتند Love is your face یعنی چه یعنی جمالتو عشقه
5657***0936
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 15:33  توسط Xenal  | 

شک

در همه چیز شک دارم جز یک چیز
این زندگی آنگونه نیست که من میخواهم

7723***0914
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 15:29  توسط Xenal  | 

گرچه یاران غافلند

گرچه یاران غافلند از یاد ما
از من ایشان را هزاران یاد باد

4047***0917
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 15:26  توسط Xenal  | 

سکوت و التماس برای خواب دیدن

 

سکوتم را به باران هديه کردم

تمام زندگي را گريه کردم

نبودي در فراق شانه هايت

به هر خاکي رسيدم تکيه کردم

 


شاید یکی هست که شبا واسه این که خوابتو ببینه به خدا التماس میکنه شاید یکی هست که وقتی تو را میبینه دستاش یخ میکنه و تپش قلبش هر لحظه بیشتر میشه شاید یکی هست که به خاطر تو شبا تو دریایی از اشک میخوابه ولی تو اونو نمیبینی شایدم هیچوقت نبینی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 15:23  توسط Xenal  | 

داستان آفتابگردان (شیدا ک. و سعید ر.)

بدون شک شما هم این داستان رو شنیدین«شب بود خورشید پیدا نبود گل آفتاب گردون هر سو دنبال خورشید میگشت و به تمام ستارگان با دقت نگاه میکرد نا گهان ستاره ای چشمک زد گل آفتابگردون سرش رو پایین انداخت و خجالت کشید چون گلها هرگز خیانت نمی کنند»


اما گل قصه ما بیش از دوساعت به یه لامپ پر مصرف کم بازده رشته ای بی ریخت چش دوخته بود و با هیچ بادی هم سرشو بر نمیگردوند گویا تو یه آلم دیگه ای بود خوب این گل نو شکفته ما هنوز خام و به قول معروف بچه است. اما باید بدونه تو این عمر کوتاه ده روزه خیانت نکنه ه فرصت جبرانشو نداشته باشه خوب چند روزی گذشت و گل ما روز دنبال خورشید و شب دنبال لامپ و ماه و ... بود تا اینکه به سن بالا تری رسید و از کرده خود شرمسار شد دیگه رویی که به خورشید و ... نگاه کنه رو هم نداشت همونجا سرشو انداخت پایین و با اولین باد پر پر شد.

 

 

گلم بنگرید بردگران و بر ما نکرد نگاه

چه بگویم که چگونه بود بر ما نکرد وفا

گفتم که و الله بخشم ، بیا

گفتا که ندارم روی نگاه

تا چه باشد سهم روزگار به ما

تسلیم خواهم گشت به هر نگاه

گفتم که ندارد این ره انتها

توبه کن و برگردان سوی مانگاه

گفت شاید در آینده نه گاه

باد سردی وزید و پرپرش کرد بدون یگ نگاه!

 

 

شیدا ک. سعید ازم خواست که یه مطلب برات بنویسم و از طرف اون بگم که هنوز دوستت داره بیا و بی وفایی نکن اونم میا با بابات حرف میزنه از دلش در بیاد هنوز اتفاقی نیافتاده بیا و قبل از وزیدن باد پاییزی زندگی به خودت بیا تو به اون قول داده بودی حالا یه حرفی بوده و گذشته به اونا هم که هنوز جواب قطعی ندادی شک نکن هنوز فقط تورو دوست داره.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 11:35  توسط Xenal  | 

از آقای دهقان که بازم خواهش میکنم به عنوان یک نویسنده به ما کمک کنند

ما زين جهان از پي دلدار ميرويم از شوق ديدن حيدر كرار ميرويم
اگه 3 ثانیه به آخر عمرم باقی مونده باشه: ثانیه اول نگات میکنم ثانیه دوم صدات میکنم ولی ثانیه سوم گریم میگیره چون نتونستم بهت بگم دوست دارم 
میدونی فلسفه تک زنگ چیه؟ یعنی به یادتم ولی حرفی واس گفتن ندارم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:33  توسط Xenal  | 

باز هم از محسن دهقان

مرغ شب خوابيده اي،از گريه بيدارم هنوز گر چه تركم كرده اي،مشتاق ديدارم هنوز
غنیمتی است تو را دشتن به سوی من چو می آئی تمام تن تپش و بال می شوم. چون در تو می نگرم زلال می شوم...
می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را می بخشی!
وقتی تو نیستی گم میشه آفتاب
عاشقانه ترين پيام دوستي//دوستی من و تو مانند ميخ طويله ايست كه هيج كره خری قادر به كندن آن نيست!
جارو برقی با اینکه می دونه زباله راه نفسش رو می بنده، باز هم هورتش می کشه ... ... ... جارو برقیتم آشغال
تو که از کوچه ی مشتاق دلم می گذری کوچه بن بست است باید دور بزنی!
عشق مثل بادی است که در دل می پیچد. اگر نگهش داری خود آزرده می شوی و اگر رهایش کنی دیگران!
ورژن1: یک گونی عشق تقدیم تو باد... عشقش مال خودت، ولی یادت نره گونی شو پس بدی! !
▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒▒♥▒ ▒▒♥▒ For You 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 18:54  توسط Xenal  | 

چند تا جمله عشقولانه! (رمانتیک)

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم
گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم!
تو نیز به من آموختی که چگونه دوست بدارم
اما به ن نیاموختی که چگونه تورا فراموش کنم

تو دنیا سه تا فرشته هست که دوسش دارم:
اولی داره به یتیما غذا میده ، دومی داره به مردم کمک میکنه ، سومی که من خیلی دوسش دارم داره این اس ام اس رو میخونه
7454***0936

چون دوستت دارم ؛ حتی آفتاب هم که بر پوستت می تابه من میسوزم ، پائیز از حوالی حوصله ات که بگذره من زرد می شوم ، تا کفشهای رفتنت جفت می شود من غریب می مانم ، من درست مثل خودم هنوز و همیشه دوستت دارم.
موری
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 12:29  توسط Xenal  | 

رمانتیک مفید

برای دل من افتاده یه اتفاق ساده به سادگی دل من دل به دل به تو داده دل به دل تو داده.

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم
با جون و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم
من نیستم چون دیگران بازیگر بازیگران
اول به دام آرم تورا وانگه گرفتارت شوم

آدما شوخی شوخی به گنجشکها سنگ میزنند
گنجشکها جدی جدی می میرند
آدما شوخی شوخی زخم میزنند
دلا جدی جدی میشکنند
تو شوخی شوخی لبخند زدی
من جدی جدی عاشقت شدم

دوستت دارم لیدا

9857***0935
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:6  توسط Xenal  | 

یک شعر لری

گلم بیو تا مو بات بسازم                وی درد دیری مو وت بنازم
گلم بیو تا مو سیت بخونم               تو ایگفتی که مو تیت ایمونم
بگم بخندم وت دل نبندم                 مو بی قوملت شو رو وجنگم
بگم بخندم وت دل نبندم                 مو بی قوملت خرا شو رو وجنگم
مو نونسم که بی اعتباری               گپل مونه تو بی ییک ده داری
مو نونسم که همش ایگفتم             شو رو عزیزم و پات ایفتم
فلک تو بیری اثیرم کردی                 من ای جوونی ده پیرم کردی

گلم بیا تا باهات بسازم                با این درد دوری من بهت بنازم
گلم بیا تا من برات بخونم               تو میگفتی که من باهات می مونم
بگم بخندم دل به تو نبندم               من با اقوامت شب و روز می جنگم(منظور برای بدست آوردن طرف)
==============               ====== به خدا شب و روز می جنگم
من نمی دونستم بی اعتباری            حرفهای منو به یکی دیگه میگی(با دیگری دوستی)
من نمی دونستم که همش میگفتم            شب و روز عزیزم به پات می افتم
فلک تو بودی که اثیرم کردی             تو اوج جوونیم دیگه پیرم کردی(نا امید شدن)

من خودم این ترانه رو خیلی دوست دارم اگه بتونم براتون میزارمش تو بخشی به نام ترانه
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 16:33  توسط Xenal  | 

رمانتیک مهتاب

تو میدانی...
و میدانی که من، بیتو ،بی مهر تو می میرم تو دستش را بگیر تا او نترسد از سیاهی ها، سختی ها، دورنگی ها و بداند دوستش داری دوستت دارم خدای مهربانیها.

همیشه با بدست آوردن اون کسی که دوستش داری نمیتونی صاحبش بشی ؛ گاهی وقتا لازمه ازش بگذری تا بتونی صاحبش بشی.
عشق شاید تنها جایزه ی این روزگار نا مهربان است که برای بردنش نیاری به پارتی بازی نیست!! برایش مهم نیست که تو شاهی یا گدا ! مردی یا زن ! هرچه که هستی باش! فقط تنها شرطش این است که  ارزش آن را بشناسی و حرمتش را نگاه داری...
شما هم پیام بدید.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 13:18  توسط Xenal  | 

رمانتیک از رسوا!

نگاه کن پنجره ها به لبخند من و تو چشم دارند و باران در اندیشه فاصله من و تو می بارد.
دل زهم صحبتیم دلگیر است
عیش بی زلف تو در زنجیر است
آنچنان منتظرم در ره عشق
که اگر زود بیایی دیر است
4355***0936
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 12:1  توسط Xenal  | 

رمانتیک های جدید خانوم امیری ونک

تو نگاخم کردی و خندیدی: تبسمی که هزاران حرف را به من رساند. توخندیدی :از خنده ات دریافتم که از دیدارم راضی هستی توخندیدیتبسم زیبایت را دلیل بر پایان تنهاییم دانستم و توخندیدی : ومن پنداشتم که دیگر غمهای پایان یافته.
تورا گم کرده ام امروز
وحالا لحظه های من
گرفتار سکوتی سرد و سنگینند
و چشمانم
که تا دیروز به عشقت می درخشیدند
نمیدانی چه غمگینند
چراغ روشن شب بود
برایم چشم های تو
نمیدانم چه خواهد شد
پر از دلشوره ام
بی تاب و دلگیرم
کجا ماندی

تقدیم به رضا
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 8:59  توسط Xenal  | 

رمانتیک های مهتاب 6548***0936

زنگ در خونتم هرکی تورو بخواد باید اول منو بزنه.
یک سنگ کافیست برای شکستن یک شیشه، یک جمله کافیست برای شکستن یک قلب، یک ثانیه کافیست برای عاشق شدن، یک دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی.
میدونی تو دنیا 3تا رو دوست دارم... 1-خورشید برا روزام. 2-ماه برا شب تارم. 3- تورو برا همه ی لحضه هام.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:52  توسط Xenal  | 

جوان عاشق

روی تخته سنگی نوشته شده بود:اگر جوانی عاشق شد چه کند؟
من هم زیر آن نوشتم: باید صبر کند.
برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته من کسی نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟
من هم با بی حوصله گی نوشتم: بمیرد بهتر است.
روز بعد در حالی که انتظا داشتم نوشته ای زیر نوشته ی من باشد دیدم .جسد جوانی پای تخته سنگ اوفتاده است.

از طرف دوست قدیمیمان موری
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 9:40  توسط Xenal  | 

پیامک جالب

دریا تنها جایی است که آسما و زمین  یکرنگ و بی ریا به هم می پیوندند.

اگه نمک باعث شوریست؛ عجیب است که یارمن با این همه نمک شیرین است.

زخم زندگی من تویی همه به زخماشون دستمال می بندن من به زخمم دل بستم.

امروز روز بلایای طبیعیه،روزت مبارک بلا.

میدونی فرق تو با راه چیه؟ راهو باید بری تا به آخرش برسی ولی تو خودت آخرشی.

میدونی دلیل خسوف و کسوف چیه؟ ماه و خورشید برا دیدنت دعوا میکنن!

اگه قدیمی بود خود شما پیام بدین.OK
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 9:51  توسط Xenal  | 

از سایت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
 دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم دوستت دارم دوستت د

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 12:14  توسط Xenal  | 

رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید_عکس تنهایی خودرادراب
اب درحوض نبود
تواگردرتپش باغ خدا رادیدی_همت کن_
وبگوماهیها_حوضشان بی اب است
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 16:45  توسط Xenal  | 

یکی را دوست میدارم

برید ادامه مطلب شعر آهنگ یکی را دوست میدارم از معین
زمانی که این ترانه را برای اولین بار شنیدم ما نه خونه داشتیم نه ماشین نه لباس بدرد بخور تو یه اتاق زندگی میکردیم اونم اجاره ای نهار ظهرمون تخم مرغ بود شام بدرد بخورمون ما بهش میگفتیم آب داغک همون آبگوشت بدون گوشت و سیبزمینی و هر چیز دیگه پیاز داغو ادویه میردیم بعد با آب و رب مزش میدادیم یاد همون روزای اوج فقر بخیر.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:34  توسط Xenal  | 

محسن نامجو

این خواننده عزیز سبک موسیقی تلفیقی اگر تا حالا ترانه های این عزیز رو نشنیدین اینجا کلیک کنید اگه خوشتون اومد به اینجا برید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:24  توسط Xenal  | 

امروز واسه دل خودم مینویسیم این شعر یکی از ترانه های اقای ایرج مهدیانه میزارمش تو ادامه مطلب

برای گوش کردن ترانش برید به اینجا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:14  توسط Xenal  | 

پرستو ها همه رفتند
کبوتر ها همه رفتند
همه همشهریان بار سفر بستند
درون کوچه های شهر ما پاییز طولانیست
نمی دانم بهاری هست؟
نمی دانم صدایی هست؟

عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد

همه همسایه ها رفتند
همه عاشق دلها رفتند
همه از خونه و کاشونه دل کندند
درون خونه بیگانگان جايي پیدا نیست
نمی دانم بهاری هست؟
نمی دانم صدایی هست؟

عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد

هوای باغ پاییزم
هوای باغ پاییزم
شکفتن رفته از حالم

زدم...زدم سر بس که بر دیوار
زدم سر بس که بر دیوار
تکیده بر فقس بالم
چنان بی یاور و یارم
چنان بی یاور و یارم
چنان بیگانه با خویشم
که حتی سایه ام دیگر
نمی آید به دنبالم
عزیز من...دوست

پرستو ها همه رفتند
کبوتر ها همه رفتند
همه همشهریان بار سفر بستند
درون کوچه های شهر ما پاییز طولانیست
نمی دانم بهاری هست؟
نمی دانم صدایی هست؟

عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد

عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:3  توسط Xenal  | 

یه شعله شکسته
یه شمع رو به بادم
خسته از این زمونه
فریاد گریه دارم

شده فضای سینه
سیه چو روزگارم
از همه دل بریدم
دل به کسی ندادم


عاشق شدم به چشمات
دادم دل و به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات

با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه

تموم زندگیمو
به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم
منتظرم که روزی
تو باشی در کنارم

عاشق شدم به چشمات
دادم دلو به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات

با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه

تموم زندگیمو
به چشمای تو دادم
عمری به پات نشستم
دل به کسی ندادم

منتظرم که روزی
تو باشی در کنارم

عاشق شدم به چشمات
دادم دلو به رویات
رفتی و پا گذاشتی
به سادگی رو حرفات

با یاد تو همیشه
عمرم تموم نمیشه
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:2  توسط Xenal  | 

اینم از محسن یگانه حتماًخاطره دارین

غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره
آخر خط زندگی این نفسای آخره
وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر می شم
وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر میشم
این آخر راهه دیگه باید که تنها بمیرم
تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم
باید برم باید برم باید که بی تو بپرم
آخ که چه سنگین می زنه این نفسای آخرم
سکوت من نشونه ی رضایتم نیست میدونی
گلایه هامو میتونی از توی چشمام بخونی
بگو آخه جرمم چیه که باید اینجور بسوزم
هیچی نگم داد نزنم لبامو روهم بدوزم
در به در غزل فروش منم که گیتار میزنم
با هرنگاه به عکست انگار من خودمو دار می زنم
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو
نفرین به عشق به عاشقی نفرین به بخت و سر نوشت
به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 19:36  توسط Xenal  | 

یادش بخیر

دوباره زوزه باد و گريه بارون ... صدای خش خش برگا توی خيابون
دوباره گريه بارون ... تو رو ياد من مياره 
توی فصل قشنگ پاييز ... دل من آروم نداره
...  برای تو بی قراره ...
صدام کن که خيلی خسته م ... ببين بی صدا شکستم
صدام کن که خيلی تنهام ... بزار دستت رو توی دستام
دوباره عشق رو صدا کن ... دل رو از غصه رها کن
بيا با مهر و محبت ... تو سينه م قصری بنا کن
... دوباره عشق رو صدا کن ...
چه حالی داشت تو راه مدرسه زیر بارون این ترانه رو با صدای بلند هم گوش میکردیم هم میخوندیم شما هم اگه خاطره ای مثل این دارید بگین.
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 19:27  توسط Xenal  | 

میروم من

من می روم و تو می مانی

به اميد همه ي باور هايت

با عشق مدارا مي كني و مي گويي...

كسي ديگر مي ايد ........

تو كه مي روي 

من مي مانم و من.....

بي مدارا.....بي عشق....

 

به اميد هيچ كس ديگري

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 19:19  توسط Xenal  | 

مرگ قو از دکتر شیرازی

شنیدم چو قوی زیبا بمیرد

 فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ،تنها نشیند به موجی

رود گوشه ای دور وتنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی برآنند کاین مرغ شیدا

کجا عاشقی کرد،همانجا بمیرد

شب مرگ،از بیم آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

چو روزی ز آغوش دریا برآمد

شبی هم درآغوش دریا بمیرد

تو دریای من هستی آغوش وا کن

که میخواهد این قوی زیبا بمیرد

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:39  توسط Xenal  | 

لاو قدیمی!2

فرقي نمي کنه که من اول اومدم يا تو مهم اينه که ... کي تا آخرش مي مونه

زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است

مي دونم خطا نکردم مي دونم مي دونم وفا نکردي مي دونم ميدونم دلم شکست خوب مي دونم خاطراتت داره داغون مي کنه غم و غصت داره ويرون مي کنه آخه تنهايي يه درد عزيزم وداع کردنت يه مرگ عزيزم مي دونم چشمام ديگه اشک نداره مي دونم دلت برام جا نداره مي دونم تنها شدم تو ادما حتي عشقم ديگه معنا نداره يادته برام ميمردي يادته يادته با هم مي خونديم يادته يادته تو شباي باروني تو مي گفتي عشقمون آخر نداره

با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم /نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم

اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست

آن کس که مي‌گفت دوستم دارد، عاشقي نبود که به شوق من آمده باشد، رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي‌رفت، صداي خش‌خش برگها همان آوازي بود که من گمان مي‌کردم ميگويد: دوستت دارم

عشق با روح شقايق زيباست، عشق با حسرت عاشق زيباست، عشق با نبض دقايق زيباست، عشق با زهر حقايق زيباست، عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست

نظم عمومي وجودت را بر هم زدم! بند چشمانت را هزار بار از اشک تر کردم! زنداني‌هاي ديگرت را فراري دادم! عاشق آشوب گر تو اينجاست! مرا به انفرادي قلبت بينداز!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:52  توسط Xenal  | 

لاو قدیمی!

دوست داری بگم می خام هر روز صبح با صدات بیدار بشم بعد بگم با ساعتم

بودم ؟ دوست داری بگم چرا رفتی بعد بگم با برق بودم ؟ دوست داری بگم

همه جا رو دنبالت می گردم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم؟

دوست داری بگم دوستت دارم بعد بفهمی با ... 

. 

. 

نه این دفعه دیگه با خودت بودم

نه نرو! قرارمون این نبود باید سکه بندازیم ...اگر شیر اومد شک نکن که دوستت دارم ... اگه خط اومد مطمئن باش که من دوستت دارم ....

صبر کن سکه بندازیم اگه دوستت نداشتم اون وقت برو

من اون ماهی قرمز کوچولوهستم تو دل شیشه ای تو

* 

* 

* 

* 

مراقب باش دلت نشکنه که من میمیرم

تو مثل ستاره ها می مونی مثل اونا زیبا مثل اونا دست نیافتنی اما فقط یه

فرقی با اونا داری که اونا خیلی زیادن ولی تو یه تکی

غروب بود آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت ناگهان ستاره ای چشمک زد آفتابگردان با اخم سرش را به زیر انداخت... گل ها هرگز خيانت نمي كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:12  توسط Xenal  | 

ته دیگ

این دیگه ته دیگ آرشیومه مال دو سال پیشه هرچی شما بدینن من میزارم بجز...

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

ما را یک دل از خوبان جدا نیست ٬ ولی صد حیف خوبان را وفا نیست ٬ به

دوستان دل سپردن کار سهل است ز دوستان دل بریدن کار ما نیست

از دختر خورشید سحر خیزتری / از چشمه مهتاب لبریزتری / هر چهره به

لبخند قشنگ است ولی تو اخم که میکنی دل انگیز تری

بگیر از من تو این دل یاد بودی که تنها لایق این دل تو بودی هزاران

خواستند این دل بگیرند ندادم چون عزیز دل تو بودی

نگاهي آشنا به ياس کردم / تو را از برگ گل احساس کردم/خلاصه

در کلاس ناز چشمات دو واحد عاشقي را پاس کردم

سکوت فرياد هزاران درد است در وسعت بي انتهاي نگفته ها و تو بي انتها

ترين فريادي که در سکوت من نشسته اي

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:36  توسط Xenal  | 

▓▓▓▓▓▓▓▓

ميدوني اين چيه؟!

(      ) (    ) (   ) (  ) ( ) ()

اين دل منه که روز به روز برات تنگ تر ميشه...... 

اگه ميدونستي چه قدر تنهام هميشه برام اشک ميريختي غمگين

و اگه ميدونستي هميشه اشک ميريزم هرگز تنهام نميزاشتي

میخ قلبت لاستیک قلبمو سوراخ کرده. باور نداری پیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسست

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند . قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند . تار موي توست اما ريشه ي عمر من است

عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني گوش خواهم داد بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه شايد احساسم نميرد

اگه شب خوابت نبرد به آسمون نگاه کن.ستاره هارو بشمار کم اومد!برو قطرات بارون رو بشار.کم اومد! به عشق من فکر کن چون برای تو هرگز کم نمی یاد

دستت رو بکن تو موهات .. يه تارش رو بگير دستت .. همونو به يک دنيا نمي دم

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:24  توسط Xenal  | 

برای شما قابل نداره

زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق یک بار است ... فكر تو تكرار است ... جدایی دشوار است

دیروز با یک دسته گل امده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ارزو شو داشتم و از من دریغ می کیرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاهش کردم .. وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بودرديم

اگر من وتو دو برگ بوديم هنگام خزان زودتر از تو ميشکستم ومي افتادم تا زماني که تو بيافتي در آغوشم

دلی دارم زدل تنگی در او جز غم نمی گنجد غمی دارم که در عالم نمی گنجد

قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی

 چیه فکر کردی یک 1 اس ام اس جدیده ؟ یا فکر کردی کارت دارم ؟ نه بابا فقط می خواستم بگم دوستت دارم

دنیا رو بد ساختن .. کسی را که دوست داری . تو را دوست نمی دارد .. کسی که تو را دوست دارد . تو دوستش نمی داری .. اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 9:22  توسط Xenal  | 

قدیمین میدونم کمک کنید تا جدید شن09364993991

اگر مثل يک اشک در چشمام باشي ، واسه موندنت هيچ وقت گريه نميکنم

می دونید اولین بار که آدم حوا رو دید بهش چی گفت؟ گفت ایوووووووووو چه خانم با شخصیتی! با من ازدواج می کندنده؟

شايد کسي رو که باهاش خنديدي يه روزي فراموش کني ولي کسي رو که به خاطرش گريه کردي هيچوقت فراموش نميکني

از خدا پرسیدم چی دوست داری ؟ گفت : سخاوت . دیوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فدای تو که گفتی : رفاقت

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی ؟ و آن چنان مات که یک دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

اگه ميدونستي چقدر تنهام برام اشک مي ريختي اگه مي دونستي چقدر اشک ميريزم هيچ وقت تنهام نمي ذاشتي

چقدر وحشتناكه كه هيچكس دلش براي من تنگ نشد هيچكس نپرسيد كجايي؟حتي اونايي كه خيلي دم از معرفت مي زدند!!!! ياد حرف همسايه افتادم كه يک بار بهم گفته بود ... به سايه ها دل نبند!...... راست گفت .

می نویسم (( د ی د ار )) تو اگر بی من و دلتنگ منی ... یك به یك فاصله ها را بردار

09364993991
پیام بدین
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 22:11  توسط Xenal  | 

بهترين آوازم را  ُ وقتي ستاره ها بيدار شدند خواندم . زماني كه جهان
 
چشم هايش بسته بود و تو در خوابي خوش مرا نمي ديدي بهترين آوازم
 
را مي داني كي خواندم ؟ زماني كه برگهاي زرد فرو ريختند از شدت
 
غصه هاي من ولي تو بي خيال روي آنها راه رفتي زماني كه سردي دل
 
تو باران را برف كرد و تو با آن برف ، مرا ساختي تا آب شوم اما تو
 
نميدانستي،محبوب من ! در گل سرخ لاي دفترت من هستم!نسيم
 
عشق وزيدن گرفته است و عشق از راه مي رسد من قلب ديوانه اي
 
دارم كه همه جا دنبال عشق مي گردد . من براي هميشه دوستت
 
خواهم داشت و لحظه اي هم فراموشت نخواهم كرد و با عشق تو ،
 
تمام عمرم را خواهم گذراند قلبم در آرزوي توست و مي دانم كه از راه
 
مي رسي عشق از راه مي رسد چون قلب ديوانه ي توست!پرچم

بر سنگ مزارم بنویس:

 

زیر این سنگ جوانی خفته ست

 

با هزاران ای کاش

 

و دو چندان افسوس

 

که به هر لحظه ی عمرش گفته ست

 

بنویس:

 

این جوان بر اثر ضربه ی کاری مرده است...

 

نه بنویس:

 

این جوان در عطش دیدن یاری مرده ست...

 

جلوی روز وفاتم بنویس:

 

روز قربانی شدن عاطفه در چشم نگار

  

روز پژمردن گل در فصل بهار

 

روز اعدام جنون بر سر دار

 

روز خوشبختی یار...

 

راستی شعر یادت نرود

 

روی سنگم بنویس:

 

آی گلهای فراموشی باغ!

 

مرگ از باغچه کوچکمان می گذرد داس به دست

 

و گلی چون لبخند می برد از بر ما


 
کمک داور سرنوشت مدتهاست به علامت در آفساید ماندن
 
شادیهایم بالاست.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 15:27  توسط Xenal  | 

لاو

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من؟
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من!

تا روزی كه رفتی می پنداشتم عشق همه اش شيرينی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز می شود...


یادت هست گفتم دوستت دارم و تو گفتی کوچکی برای دوست داشتن!؟
رفتم و بزرگ شدم... حالا اما ديگر يادم رفته است
دوست داشتن !


در کنار ساحلت من قایقی شکسته ام... تو همان ساحل عشقی که بهت دل بسته ام...

سلام من يك بوس كوچولو هستم مي تونم چند لحظه روي لپ شما استراحت كنم ؟؟؟؟؟


* _* _*
_* __*
*__ *
* _*_ *
_*_ *_ *
اين قاصدک ها رو فوت کردم تا بيان بهت بگن به يادتم.

از شرکت فرش مزاحمتون ميشم اجازه ميديد دلمو فرش زيره پاتون کنم تا هيچ جا جز دل من پا نذاری
به ده دلیل دوستت دارم 1.2.3.......اصلا ولش کن کی حوصله داره بگه . تازه 9تاشو نمیدونم یکیشو هم یادم نیست. مهم اینه که دوست دارم..
هر قطره اشك نشانه غمه، هر سكوت نشانه تنهائيست، هر لبخند نشانه مهرباني
و هر sms نشانه اي از دلتنگي من براي تو

تصوير چشمان تو را در رويا ها كشيدم، باغ گلي از جنس مريم ها كشيدم، تو گم شدي در جاده هاي ساكت و دور، من هم به دنبال نفس هايت دويدم...

زندگي 3چيز بيشتر نيست:


به اجبار به دنيا آمدن!


با غم زيستن!


با آرزو مردن! 

 


كاش مي شد عطش زمزمه ياد تو را در شط فاصله ها شست و فراموشت كرد
زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود تا چه گوید دل من,عقل نالید کجا حل شود مشکل من , مرگ خندید در خانه ی ویرانه ی من
دیگه فکر نمی گنم ادامه داشته باشه 09364993991

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 9:51  توسط Xenal  | 

 www.loo3.com اگه توی اسمون هیچ ستاره ای نداشت من حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا تک ستاره ی شبات باشم
به اندازه صداقت پینوکیو و رفاقت تام و جری و هوش و ذکاوت پت و مت دوستت دارم.
گفتی تو دلم اول و اخر خودتی از هرچه که دارم بهترینش خودتی خندیدم و زیر لب مکرر گفتم شاهزاده ی قصه های من خر خودتی!!! سخته کی بهت بگه ستاره شو بچینمت... بعد از یه عمر بهت بگه... دیگه نیا ببینمت...!!!!
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
دل تو اولین روز بهار , دل من آخرین جمعه سال ,و چه دوراند و چه نزدیک به هم ...
شايد فكر كني كتاب عاشقانه زياد ميخوانم ولي من عشق را در كتاب زندگيه تو پيدا كردم وميگويم تا پ‍زمرده شدن اخرين گل دوست دارم
ادعا نمیکنم همواره به یاد کسانی هستم که دوستشان دارم ، ولی میتونم ادعا کنم لحظاتی که به یادشان نیستم نیز دوستشان دارم.....
کسی چون تو مرا غریب و تنها نگذاشت این گونه در التهاب فردا نگذاشت سوگند نمی خورم ولی باور کن... کسی چون تو به خلوت دلم پا نگذاشت
اگر روزي فهميدم که دوستم نداري گريه نمي کنم بلکه آرزو مي کنم که روزي عاشق كسي بشي که دوستت نداشته باشد
فعلاً 09364993991
+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 9:42  توسط Xenal  | 

آخرین جرعه این جام

همه می پرسند:

- چیست درزمزمه مبهم آب؟

 چیست درهمهمه دلکش برگ؟

 چیست دربازی آن ابر سپید،

 روی این آبی آرام بلند،

 که ترا میبرد اینگونه به ژرفای خیال

  چیست درخلوت خاموش کبوترها؟

 چیست در کوشش بی حاصل موج؟

 چیست در خنده جام؟

 که تو چندین ساعت

 مات و مبهوت به آن می نگری؟

 - نه به ابر،

 نه به آب،

 نه به برگ،

 نه به این آبی آرام بلند،

 نه به این خلوت خاموش کبوترها،

 نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام

 من به این جمله نمی اندیشم

 من،مناجات درختان را هنگام سحر

 رقص عطرگل یخ را با باد

 نفس پاک شقایق را در سینه کوه

 صحبت چلچله ها را باصبح

نبض پاینده هستی را در گندم زار  

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را می شنوم

می بینم

من به این جمله نمی اندیشم!

به تو می اندیشم

ای سراپا همه خوبی،

تک و تنها به تو می اندیشم

همه وقت

همه جا

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

تو بدان این را،تنها تو بدان

تو بیا

تو بمان با من،تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها تو بخند

اینک این من که به پای تو درافتادم باز

ریسمانی کن تو از آن موی دراز،

تو بگیر

 تو ببند!

 تو بخواه

 پاسخ چلچله ها را تو بگو

 قصه ابر هوا را تو بخوان

تو بمان با من تنهاتو بمان

در رگ ساغر هستی تو بجوش

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست

آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!


فریدون مشیری

پیامک ما 09364993991
Y!:xfaahx
برای تبادل لینک با ما از این لینک استفاده کنید.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 19:13  توسط Xenal  |